موضع مراجع عظام تقليد:
اسلام از هر ابزاری برای دفاع و
باقی ماندن در صحنه استفاده می کند و اين کارها اگر برای احيا و بقای
نظام اسلامی باشد، مجاز و مباح است
************************************************************
گوشه ای از عملکرد حکومت امام
زمان:
در حکومت اسلامی به زنان زندانی تجاوز می شود
مصاحبه روزنامه ديلی تلگراف با رويا طلوعی
سايت
روزآنلاين: يکی از زنان فعال طرفدار دموکراسی که سال گذشته به اتهامات
واهی محکوم و زندانی شد، افشا کرد که ماموران حکومت چگونه به زنان
زندانی تجاوزمی کنند.
رويا طلوعی، 40 ساله، هنگامی که از امضا کردن
ورقه اعترافاتی که بزور از او گرفته بودند، سر باز زد، مورد ضرب و شتم
و تجاوز ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت. زمانی که او را تهديد کردند
که دو فرزندش را در مقابل چشمانش آتش می زنند، قبول کرد که نامش را پای
ورقه بنويسد.
کلمات رکيک مردی که به او حمله کرد، شايد به اندازه آزار جسمانی اين
حمله وحشتناک بود. طلوعی، هفته گذشته در مصاحبه با ساندی تلگراف در
واشنگتن گفت: "وقتی از آن مرد پرسيدم چطور می توانی اين بلا را به سر
من بياوری، او گفت که فقط به دو چيز اعتقاد دارد، اسلام و حکم
روحانيون. اما من می دانم که هيچ دينی نمی تواند کاری که آنها با من و
زنان ديگر انجام دادند را توجيه کند. دين برای اين آدم ها فقط وسيله ای
برای استعمار و سوءاستفاده است. اين حکومتی است که با زنان، رژيم های
ديگر، قوميت های ديگر و با هر کسی که نظری مخالف داشته باشد، مخالف
است."
اظهارات خانم طلوعی درباره سختی هايی که کشيده است، برگزارش اخير
مخالفان حکومت که می گويند ماموران وزارت اطلاعات به زنان زندانی تجاوز
می کنند و با اين روش از آنها اعتراف می گيرند و قبل از اعدام به
دختران جوان تجاوز می کنند تا به عنوان باکره به بهشت وارد نشوند،
تاييد می کند.
تعداد کمی از زنان دنيای اسلام حاضر می شوند حتی در ميان خودشان درباره
اين موضوع صحبت کنند، اما خانم طلوعی می گويد که حکومت بارها زنان
زندانی را مورد تجاوز جنسی قرار داده است. او وقتی درباره تجربه زندانش
صحبت می کند، صدايش به نجوا تبديل می شود و بغض گلويش را می گيرد،
اميدوار است که نيما، پسر شش ساله اش که در رستوران هتل پيتزا می خورد،
ناراحت نشود. اما نيما سعی می کند او را دلداری بدهد. او با لحنی غمزده
می گويد: "خوشم نمی آيد مامان از زندان حرف بزند. گريه اش می گيرد."
خانم طلوعی که انجمنی از زنان در کردستان ايران تشکيل داد و مجله ای
ماهانه منتشر می کرد که تابستان سال گذشته توقيف شد و ماه اوت سال
گذشته به دليل شرکت در تظاهرات ضد رژيم در شهر سنندج که به تمام مناطق
کرد نشين سرايت کرد، بازداشت شد.
رويا طلوعی درباره نحوه بازداشتش می گويد: "چهار مرد و سه زن مسلح
شبانه به خانه ام حمله کردند و من را با خودشان بردند. بچه هايم گريه
می کردند. تمام شب بازجو های مختلف از من بازجويی کردند و بعد من را به
زندان انفرادی انداختند." او را با يک پتو و يک ليوان که برای ادرار هم
از آن استفاده می کرد، در زندان مخوف وزارت اطلاعات در سلول انفرادی
زندانی کردند.
شش شب پياپی در زير زمين زندان از او بازجويی شد و بازجو ها از او می
خواستند که اعتراف کند که تظاهرات را او بر پا کرده و از روی فهرستی که
جلويش گذاشته بودند، هويت همکارانش را در اين توطئه فاش کند.
"وقتی از انجام کاری که خواسته بودند سر باز زدم، به من سيلی زدند. اما
بعد از شش شب، روش عوض شد. من را با دو مرد در يک اتاق تاريک کوچک تنها
گذاشتند. يکی از آنها که خودش را اميری معرفی کرد، معاون دادستان بود.
مرد ديگری بسيار بد دهن بود و حرف های رکيک می زد. آنها پشت سر هم به
من سيلی زدند. بقيه شب کاری با من کردند هيچ زنی هرگز نبايد تجربه اش
بکند. اميری گفت که من تو را به دار می زنم، اما قبل از آن، بلايی به
سرت می آورم که ديگر هيچ زنی جرات کند، دهنش را اينجا باز کند." بعد به
او تجاوز کرد.
وقتی او از اميری می پرسيد که چطور می تواند دست به چنين کاری بزند؟
اميری به او می گفت که فقط اسلام و حکم روحانيون برای او اهميت دارد.
حمله آنها باعث کبودی و خونريزی اش شده بود، اما او همچنان از امضای
ورقه سر باز می زد. او در مقابل از حمله کننده خشنش می خواست که با يک
وکيل ملاقات کند و با فعالان بين المللی حقوق بشر گفتگو کند.
شب بعد، به دليل اينکه هنوز خون ريزی می کرد و به اصطلاح "نجس" شده
بود، مورد آزار جنسی قرار نگرفت. در عوض به او گفتند که فرزندانش را در
مقابل چشمانش آتش می زنند.
عاقبت در هم می شکند. خانم طلوعی می گويد: "خودم را به پاهای اميری
انداختم و التماس کردم به بچه هايم آسيب نرساند. گفتم که هر کاری که
بخواهند انجام می دهم و هر چيزی را که بخواهند، امضا می کنم." او
اعتراف می کند که با مصاحبه کردن با رسانه های بيگانه و رهبری تظاهرات،
عليه رژيم توطئه کرده است، اما می گويد که همدستی نداشته است.
بعد از گذراندن چند شب ديگر در انفرادی، به زندان عمومی زنان منتقل می
شود و در آنجا با زخم های چرکين ساير زندانی ها که بر اثر ضربات شلاق
بوجود آمده بود، مواجه می شود.
او در حالی که سعی می کرد شان و شايستگی اش را حفظ کند، به زنان ديگر
درباره اصول اوليه حقوق بشر آموزش هايی داد و کمک کرد تا برای اولين
بار وسايل کمک های اوليه برای آنها تهيه بشود. او می گويد: "يک احساس
رفاقت خوب بين مان شکل گرفته بود."
خانم طلوعی بعد از تحمل 66 روز زندان، با قرار وثيقه آزاد شد و او دليل
آزاديش را چنين توضيح می دهد: "چون رژيم به آنچه که می خواست، رسيده
بود." اما او همچنان برای جان فرزندانش احساس خطر می کرد، به همين دليل
تصميم به فرار می گيرد. ابتدا او و نيما به ترکيه می روند و دختر
چهارده ساله اش شيما هم از طريق قاچاق، به آنها می پيوندد.
گروهی از مخالفان رژيم به نام اتحاديه زنان ايران، از ترس دسترسی
ماموران حکومت که گفته می شد پناهندگان را به قتل می رسانند، به آنها
کمک می کنند تا ماه گذشته به آمريکا بروند.
خانم طلوعی پناهندگی سياسی گرفته و منتظر است تا مبارزه اش را با تهران
آغاز کند. اقوامش هنوز در ايران زندگی می کنند و به دلايل امنيتی از
گفتن جزئيات خودداری می کند اما می گويد که خانواده اش برای او دعای
خير کرده اند تا بتواند حرف هايش را با وجود عواقب احتمالی آن آزادانه
بگويد.
توجه جهانی روی مسائل اتمی ايران و رئيس جمهور تندرو اش که در زمانی که
او در زندان بسر می برد روی کار آمد، معطوف شده است. اما خانم طلوعی
معتقد است که تغيير زيادی در ايران صورت نگرفته است. او می گويد: "بعضی
وقت ها به نظر می رسد که حکومت بهتر شده است و بعضی وقت ها به نظر بدتر
می آيد، اما مردم ايران همچنان عذاب می کشند."
جستجوی
رویا طلوعی در گوگل:
>>>اينجا کليک کنيد
Dissident Tells of Assaults and Threats Against Children During 66
Days in Jail Run by Iran's Cleric
May
28, 2006
Telegraph
Philip Sherwell in Washington
http://www.telegraph.co.uk/news/main.jhtml?xml=/news/2006/05/28/wislam28.xml&sSheet=/news/2006/05/28/ixnews.html
A leading Iranian pro-democracy and women's activist, who was jailed
on trumped-up charges last year, has revealed how the clerical
regime cynically deploys systemic sexual violence against female
dissidents in the name of Islam.
Roya Tolouee, 40, was beaten up by Iranian intelligence agents and
subjected to a horrific sexual assault when she refused to sign
forced confessions. It was only when they threatened to burn her two
children to death in front of her that she agreed to put her name to
the documents.
Perhaps just as shocking as the physical abuse were the chilling
words of the man who led the attack. "When I asked how he could do
this to me, he said that he believed in only two things - Islam and
the rule of the clerics," Miss Tolouee told The Sunday Telegraph
last week in an interview in Washington after she fled Iran.
"But I know of no religious morality that can justify what they did
to me, or other women. For these people, religion is only a tool for
dictatorship and abuse. It is a regime of prejudice against women,
against other regimes, against other ethnic groups, against anybody
who thinks differently from them."
Miss Tolouee's account of her ordeal confirms recent reports from
opposition groups that Iranian intelligence officials use sexual
abuse against female prisoners as an interrogation technique and
even rape young women before execution so that they cannot reach
heaven as virgins.
Few women from the Islamic world are willing to discuss such
matters, even with each other, but Miss Tolouee said that the regime
routinely committed sexual attacks against female detainees.
She dropped her voice to a whisper and sobbed quietly as she
described her experience, hoping not to upset her six-year-old son,
Nima, as he picked at a piece of pizza in a hotel restaurant.
But he tried to comfort her. "I don't like it when my mummy talks
about prison. It makes her cry," he said sadly. Miss Tolouee, who
founded a women's group in Iranian Kurdistan and then launched a
monthly magazine that was closed down by the judiciary last summer,
was detained in the city of Sanandaj in August after taking part in
anti-regime demonstrations that spread across Kurdish areas.
"Four armed men and three armed women barged into my house at night
and took me away," she said. "My kids were terrified and crying. I
was questioned all night by different interrogators and then thrown
alone into a cell."
She was held in solitary confinement in the prison of the feared
internal intelligence service, with only a blanket and a cup that
often had to serve as a lavatory.
For the first six nights, she was taken to a basement where
interrogators demanded that she admit to organising the protests,
and also that she identify co-conspirators on a list of names they
put to her.
"When I wouldn't do what they wanted, they slapped me. But after the
sixth night, the routine changed. I was left alone in a small dark
room with two men. One was the assistant prosecutor and called
himself Amiri. The other had a filthy mouth and said terrible
things. They started slapping me again. For the rest of the night
they did to me what no woman should ever experience. Amiri said,
'I'm going to hang you, but before I hang you, I will make an
example of you so that no woman will dare to open her mouth here
again'." He then sexually assaulted her.
When she asked Amiri how he could act like that, he told her that
only Islam and clerical rule were important to him. The attack left
her badly bruised and bleeding internally, but she refused to sign
the papers they put before her. To her assailants' fury, she
demanded to see a lawyer and cited international treaties on human
rights.
The following night they did not sexually molest her again as she
was still bleeding - and hence "unclean". Instead, they told her
that they would kill her children by setting them on fire before her
eyes.
Finally, she admits, she cracked. "I threw myself at Amiri's feet
and begged him not to harm my children. I said I'd do anything they
wanted. Whatever they wanted, I would sign." She admitted to
conspiring against the regime by giving interviews to the foreign
media and leading the protests, but said that she did not implicate
others.
After several more nights in solitary confinement, Miss Tolouee was
moved to a general women's prison, where she saw horrendous
festering wounds inflicted by lashings on other detainees.
Trying to maintain her dignity and strength, she taught the women
about their basic human rights and helped to secure the provision of
sanitary supplies for the first time. "We had a great feeling of
camaraderie," she recalled.
Miss Tolouee was released on bail after 66 days in jail because, she
said, "The regime had got what it wanted". But she still feared for
her children's lives and decided to flee. She made it first to
neighbouring Turkey with Nima and then her daughter Shima, 14, was
smuggled out to join them.
Fearful of the reach of regime agents, who have killed exiled
dissidents, an opposition group called the Alliance of Iranian Women
helped them to reach the United States last month.
Miss Tolouee has been granted political asylum and intends to
maintain her campaign against Teheran. She still has relatives in
Iran - she does not want to go into details for reasons of security
- but says that they have given her their blessing to speak out,
despite the possible consequences.
The world's attention is currently focused on Iran's nuclear
ambitions under its hardline president, Mahmoud Ahmadinejad, who
came to office while Miss Tolouee was in prison. But inside Iran,
she says, little has changed.
"Sometimes the regime seems a bit better, sometimes a bit worse, but
for the people of Iran, the suffering continues," she said.